بلوغ فکری چیست ؟

-

یکی از مراحل بلوغ، بلوغ فکری است که درخلال آن سوالاتی بنیادین برای انسان پیش می آید. سوالاتی که اگر به آن ها جواب درست داده شود، پایه های اعتقادی فرد به درستی شکل می گیرد و اگر پاسخ مناسب را نشنود،هیچ گاه برای اعمالی که انجام می دهد، پشتوانه اعتقادی حس نمی کند و به خاطر اینکه هویت دینی فرد به طور کامل شکل نگرفته است کم کم در عمل به احکام، سستی نشان می دهد. کتاب نوجوانان می پرسند به قلم مرتضی دانشمند یکی از کتبی است که برای پاسخ صحیح به این حس پرسشگری نوشته شده است. در این کتاب پرسشها به چهار دسته تقسیم شده اند که عبارتند از :

۱- پرسش های خداشناسی

۲- پرسش های امامت

۳- پرسش ها ی مربوط به مرگ وجهان دیگر

۴- پرسش های گوناگون دیگر

رشد فکری محصول تحول شناختی است که در انسان رخ می دهد؛ توضیح اینکه انسان از بدو تولد دوره هایی از تحول شناختی را طی می کند.

دوره اول دوره حسی-حرکتی است،

دوره دوم دوره عملیات منطقی عینی است که از ۲ سالگی تا ۱۱ سالگی ادامه دارد این دوره خود از دو نیمدوره تشکیل شده، نیمدوره اول را نیمدوره تهیه و نیمدوره دوم را نیمدوره استقرار گویند. 

اما دوره سوم از تحول شناختی که همزمان با دوره نوجوانی است، دوره عملیات صوری یا انتزاعی است.

اگر کودک و نوجوانان این دوره های تحول شناختی بخوبی طی کرده باشد قاعدتا در سنین ۱۷ سالگی الی ۲۰ سالگی به بلوغ فکری می رسد البته به دلیل تفاوتهای فردی نمی توان دقیقا مشخص کرد که و افراد در چه سنی به تفکر انتزاعی می رسند برخی از افراد به دلایل گوناگون ژنتیکی، محیطی و اجتماعی و خانوادگی ممکن است در سن ۱۵-۱۶ سالگی به تفکر انتزاعی برسند و عده ای دیگر در ۱۷-۱۸ سالگی و برخی ۱۸-۲۰ سالگی. عده ای هم ممکن است در همان دوره عملیات منطقی عینی قرار بگیرند و هیچ گاه به تفکر انتزاعی نرسند. در هر حال بلوغ فکری حاصل تحولات شناختی است در فرد بوجود می آید.

 

 

اما نشانه های بلوغ فکری:

۱٫ قدرت فرضیه سازی یکی از علائم تفکر انتزاعی است.

۲٫ قدرت استنباط و استنتاج و حل و فصل مسائل علمی-اجتماعی

۳٫ قدرت درک مسائل زندگی، مسائل اجتماعی و سیاسی از نشانه های دیگر تفکر انتزاعی است.

۴٫ منطقی و عاقلانه برخوردکردن با مسائل فردی و اجتماعی

۵٫ کنترل تکانه های هیجانی و به عبارت دیگر مدیریت احساسات و هیجانات.

۶٫ تصمیم گیری منطقی و به موقع در کارها

۷٫ اجتناب از رفتارهای سبک و سفیهانه

۸٫ تقلید کورکورانه نکردن از دیگران

۹٫ داشتن یک سلسله اصول اخلاقی و رعایت نکردن آنها به عبارت دیگر داشتن «اخلاق خودپیرو» نه اخلاق دیگرپیرو.

اما اینکه چگونه می توان به بلوغ فکر دست یافت؟

بلوغ فکر نتیجه تحول شناختی در انسان است بنابراین اگر کسی آن دوره های سه گانه را پشت سربگذارد نتیجه قهری آن بلوغ فکری و رسیدن به تفکر انتزاعی است. از این رو همه چیز در اختیار ما نیست برخی از عوامل جنبه ژنتیکی دارد. آنچه در اختیار ما قرار دارد، دستکاری عوامل محیطی است. هر چه عوامل محیطی مثل تغذیه، خانواده، مدرسه، دوستان، تمرینات فکری، مطالعه و … از کیفیت بهتری برخوردار باشد در رشد فکر و رسیدن به تفکر انتزاعی کمک می کند بنابراین:

– مطالعه بیشتر

– تحلیل مسائل زندگی و مسائل اجتماعی-سیاسی

– تقلید کورکورانه نکردن

– استفاده هر چه بیشتر از قدرت اختیار و انتخاب بر اساس منطق صحیح

– تعامل با دوستان منطقی و خوش فکر

– شرکت در فعالیتهای اجتماعی

– مسئولیت پذیری و انجام مسئولیت های بنحو احسن

– مدیریت هیجانات و عمل کردن بر اساس منطق و عقل

– تأمل و تفکر هر چه بیشتر در مسائل پیرامونی

اینها مجموعه عواملی هستند که در رشد و بالندگی فکر نقش بسیار مؤثری دارند.